مفهوم حکمرانی از دیرباز و به شکلهای مختلف مورد توجه و مداقه قرار گرفته است. بر این اساس، انواع حکمرانی مانند حکمرانی خوب، حکمرانی تعالیگرا، حکمرانی سالم و شبیه آن مورد بحث و بررسی قرار گرفتهاند. مراجعه به مکتب اسلام و پیشفرضها و اصول حاکم بر آموزههای دینی، فصل نوینی را در مفهوم حکمرانی و پیادهسازی آن ارائه نموده است. در این امتداد، نهج-البلاغه امیر مومنان امام علی «علیهالسّلام» به عنوان منبعی اصیل و غنی، میتواند چراغ راه حکمرانی و مدیریت کشور باشد، لذا پژوهش حاضر به شناسایی و تبیین مختصات "حکمرانی و مدیریت علوی" از منظر نهجالبلاغه پرداخته است. این مطالعه از نظر هدف، اکتشافی و به دنبال ایجاد دانش و درک بهتر از پدیده مورد بررسی است. رویکرد کلی پژوهش، استقرایی و نحوه انجام آن، کیفی است که با تحلیل محتوای نهجالبلاغه به انجام رسیده است. یافته ها نشان می دهند که عدالت به عنوان شرایط علی؛ اخلاص به عنوان طبقه محوری؛ قرآن و عترت به عنوان عوامل مداخله گر؛ ایمان به خداوند و شهادت به یگانگی او، یقین به قدرت الهی و دوری از ترس، اطاعت خداوند و حرکت در مسیر خشنودی او و ستایش خداوند و امیدواری به رحمت او به عنوان بستر و زمینه ساز؛ تقوا، توکّل، خودسازی، وحدتآفرینی، اطاعتپذیری، صبر و بردباری، وفای به عهد و امانتداری،پرهیز از: "ستایشپذیری، غرور، تکبّر و خودبزرگبینی، حرص و طمع، ظلم، تبعیض، حسد و بُخل و کینهتوزی" به عنوان استراتژی های تعامل و کنش قابل توجه هستند.